تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه بیست و دوم آذر 1393



ارسال توسط سیدمحمدعلوی ورزگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه شانزدهم آذر 1393

تقلب در امتحانات مبتنی بر چند کار خلاف است: 1. تقلب مخالفت با قانون امتحانات است و مخالفت با قانون جایز نیست. 2. مبتنی بر دروغ است، چون دانش آموز یا دانشجو و... هنگام تحویل برگه آن را به نام خود تحویل می دهد و ظاهراً باید معلومات خودش باشد، در حالی که چنین نیست. 3. رضایت طرف مقابل نه تنها اعتبار ندارد، بلکه بسا شریک در جرم محسوب شود. 4. حق شخص دیگری ضایع شده.

 

آیا تقلب در امتحانات موجب تضییع حق دیگران است؟
بدون ترديد تقلب در امتحان يك عمل ضد اخلاقى است كه عقل نيز بر قبيح بودن آن شهادت مى‏دهد و عملى كه عقلًا قبيح باشد شرعاً نيز ممنوع است. اما اين كه تقلب در امتحان حق كسى را ضايع مى‏كند يا نه؟

اولًا: موجب تضييع مى‏شود چه اين كه تقلب كننده به ناحق بر كسانى كه تقلب نكرده‏اند پيشى مى‏گيرد و به دروغ خود را با سوادتر از ديگران نشان مى‏دهد و اين در موفقيت‏هاى بعدى مؤثر است.
ثانياً: ضد اخلاقى بودن يك عمل مشروط به اين نيست كه حقى را از ديگرى ضايع كند بلكه همين كه عملى مانع راه تكامل انسان باشد و عقل آن را قبيح بداند كافى است كه آن را ممنوع بدانيم و خود را براى انجام آن عمل سرزنش كنيم و اما كسى كه مصمم به ترك اين عمل باشد به نظر مى‏رسد كه با توجه به مشكلات جبران خاص اين عمل يعنى، پس دادن نمره‏هايى كه با تقلب به دست آورده است، راهى جز استغفار و تصميم جدى بر ترك عمل نيست و خداوند ارحم الراحمين است.

  سوال: تقلب در امتحانات با توجه به این که طرف مقابل راضی باشد، چه حکمی دارد؟

ظاهراً در حرمت تقلب میان فقها اختلافی نیست، آن چنان که کتاب «رساله ی دانشجویی» در پاسخ به این سۆال که حکم تقلب در امتحان چیست؟ از قول همه ی مراجع عدم جواز را به عنوان پاسخ نقل می کند.[1]

همچنین در این کتاب در پاسخ به این سۆال که اگر طرف مقابل راضی به تقلب از روی نوشته اش باشد حکمش چیست، این گونه آمده است: «همه ی مراجع: رضایت شخص مقابل هیچ تأثیری در حکم ندارد»؛[2]یعنی حکم تقلب که همان حرمت است با رضایت طرف مقابل جایز نمی گردد.

در همین رابطه سۆال دیگری از دفتر برخی مراجع صورت گرفته است که به همراه پاسخ تقدیم می شود:

سۆال: اگر دانش آموز یا دانشجویی در امتحانات با تقلب نمره ی قبولی کسب کند و به مرحله ی بالاتر برود و از مزایای آن استفاده کند، حکم استفاده از این مزایا چیست؟

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(ره):مشکل است، شرعاً نمی تواند از این مزایا استفاده کند.حضرت آیت الله بهجت:باید جبران کند آن درس را.

 حضرت آیت الله تبریزی(ره: تقلب دروغ عملی است و جایز نیست و اگر کسی این کار را کرد و متصدی کاری شد که خبرویت نمی خواهد و مانند دیگران کار کرد، مانعی ندارد و در صورتی که آن کار خبرویت می خواهد و شخص مذکور خبرویت آن را ندارد، تصدی آن جایز نیست.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی(مد ظله العالیتقلب در هر امری جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی (مد ظله العالی):در صورتی که در یکی دو ماده ی درسی تقلب کرده باشد، هرچند کار خلاف کرده، ولی مدرک گرفته شده و ادامه ی تحصیل و استخدام با آن مدرک اشکال ندارد. 

حضرت آیت الله سیستانی(مد ظله العالی):استفاده ی او اشکال ندارد، گرچه عمل او (تقلب) جایز نیست».[3]

پی نوشتها:

[1] رساله ی دانشجویی، مسئله ی 539. [2] همان، سۆال 543. [3] مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 3، ص 211

 

احکام تقلب ازنظر حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):
حکم تقلب کردن چیست؟ آیا در قیامت عذاب دارد؟ اگر مسئول یا معلم راضی باشد چطور؟ آیا اگر بعد از امتحان، درس مورد نظر خوانده شود مشکل برطرف می­گردد؟
تقلب کار نادرستی است و اگر حقی از کسی ضایع شود یا خلاف مقررات نظام کسی مرتکب شود، بله مستحق عذاب است. اگر مسئول یا معلم یا حتی شاگرد دیگر که از روی دستش می­نویسد راضی باشد این تاثیری در مسئله ندارد. یعنی اگر کسی تقلب می­کند، آن فردی که او را کمک می­کند، معلم باشد یا از شاگردان باشد، راضی باشد یا نباشد، تاثیری در این مسئله ندارد. اگر بعد از امتحان جبران کند آیا حکمش برطرف می­شود؟ اصل حکم تقلب نه؛ زیرا به هر حال کاری است که نباید تکرار کند، ولی تبعاتش قابل جبران است. مثلا فردی که درس نخوانده یا کم درس خوانده و با تقلب مدرک گرفته و الان در حد آن مقطع تحصیلی معلومات ندارد و می­خواهد با همین مدرک استخدام شود، خوب اگر برود درس بخواند و شرایط دیگر استخدامی را هم داشته باشد، استخدامش ایرادی ندارد و حقوقی هم که می­گیرد مانعی ندارد؛ اما اگر به مقدار آن مقطع تحصیلی که به خاطر آن پذیرش می شود، درس نخوانده و معلومات ندارد، به هر حال شرایط را ندارد و استخدامش صحیح نیست.
.
آیا گرفتن مدرک تحصیلی دیپلم یا لیسانس از طریق رابطه اشکال دارد؟ و درآمدی که از طریق آن کسب می­شود اشکال شرعی دارد؟
اولا رابطه بازی یا تقلب در امتحان و امثال اینها و همچنین نمره بی‌­جهت گرفتن کار خلافی است؛ مثلا فردی امتحانی نداده باشد یا اگر امتحانی داده، با تقلب نمره گرفته است. اما درآمدی که کسب می­کند، اگر در موقع استخدام شرایط آن کار را داشته باشد و آن سطح معلومات را داشته باشد؛ حقوقی که در قبال کارش دریافت می­کند حرام نیست.

آیا دادن پول در قبال گرفتن نمره جایز است؟
نه جایز نیست. یعنی اگر کسی نمره بی­جهت به دانش­­‌آموز بدهد و در قبالش پول بگیرد این کار خلاف و حرام است و پولی هم که می­گیرد حق استفاده ندارد؛ زیرا حرام است و دانش‌آموزان و دانشجویان باید از این کار پرهیز کنند.

اگر کسی در امتحانات کلاسی با تقلب نمره عالی کسب کرده، باید از فرد یا افرادی حلالیت بگیرد؟
در صورتی که حقی از کسی ضایع شده باشد، مثلا یک تعداد محدودی را می خواستند بپذیرند و ایشان تقلب کرده و نمره عالی گرفته و قبول شده، و اگر ایشان تقلب نمی­کرد، فرد دیگری جایگزین بود، باید از او حلالیت بطلبد؛ چون حقی از حقوق او ضایع شده است. اما اگر به گونه‌ای نیست که حقی از کسی ضایع شده باشد و اینگونه نیست که تعداد محدودی را بخواهند بر اساس نمره بپذیرند و الان همه مدرک گرفته اند و رفته اند و حال که می­خواهد استخدام شود حقی از کسی ضایع نکرده است و شرایط استخدام را نیز دارد، ولو اینکه کارش کار درستی نبوده استخدامش اشکالی ندارد؛ چون حقی از کسی ضایع نشده است. و در این مورد حلالیت طلبیدن نیز لازم نیست.

دانش­‌آموزان سر کلاس تقلب می­کنند، ولی من کار آنها را به معلمان گزارش نمی­دهم. آیا من گناهی مرتکب می­شوم؟
در کار خلاف - حال کار حرام باشد یا حتی مکروه باشد - نهی از منکر لازم است؛ اگر خدای ناکرده حرام باشد، نهی از منکر و جلوگیری از این حرام واجب است. اگر کار مکروه باشد، نهی از آن مستحب است. یک وقت است شما می­توانید بدون اینکه گزارش کنید مانع آن کار خلاف شوید، خب باید جلوی تقلب را بگیرید، اگر این نشد گزارش ­دهید به مسئول که او جلوی تقلب و کار خلاف را بگیرد. گاهی شاید افراد بگویند: "ما چیکار به کار دیگران داریم بگذار نمره‌اش را بگیرد و قبول ­شود حالا چرا ما دل طرف را بشکنیم"؛ نه! توجه کنید اگر کسی خلاف مرتکب می­شود بحث دل شکستن مطرح نیست، باید از طریقی پیش رفت که موثر باشد و طرف را از این کار منع کرد که مرتکب تقلب نشود، مرتکب خلاف نشود، مرتکب گناه نشود.

حکم تقلب از برگه امتحانی در دو حالت رضایت و عدم رضایت داشتن صاحب برگه چیست؟
تقلب کار درستی نیست و رضایت صاحب برگه که ایشان از روی دست او می­نویسد، تاثیری در مسئله ندارد؛ چه او راضی باشد یا نباشد.

حکم تقلب دسته­‌جمعی به طوری که همه نفرات پاسخ صحیح دهند، یعنی همه تقلب کنند، چیست؟ اگر ناظر امتحان راضی باشد چطور؟
مثلا یک نفر بلند جواب را بگوید و همه بشنوند و بنویسد آیا این مشکل را برطرف می­کند؟ نه. حالا اگر همه گناه کردند یا تخلف کردند، آیا حرمت و زشتی و قبح آن از بین می­رود؟ نه. فرقی نمی­کند یک نفر حرام مرتکب شود یا همه، خدای ناکرده گاهی وقت­ها ممکن است یک نفر تقلب کند و حق‌الناس باشد و اگر همه تقلب کنند حق‌الناس نباشد، اما خود کار تقلب کار درستی نیست و فرقی نمی­کند همه تقلب کنند یا یکی دو نفر. حکم تقلب رساندن مراقب امتحانی یا استاد مربوطه در امتحان فرقی نمی­کند. وقتی گفته شد تقلب کار نادرستی است، فرقی نمی­کند این عمل از خود دانشجو صورت بگیرد یا اینکه از معلم، ناظر و امثال اینها باشد.

کمک کردن نمره به دانشجو
دانشجویی که چند سال در یک مقطع درجا می­زند و مثلا چهار سال را هشت سال طی می­کند و مشکلات روحی و روانی پیدا کرده، آیا استاد مجاز است به او چند نمره اضافه دهد؟
در جواب باید بگوییم نه. وقتی نمی­تواند درس بخواند، خب باید برود سر کار دیگری. نه اینکه ما خلاف کنیم و او را هم عادت دهیم به کار خلاف! به هر حال چیز یادگرفتن فقط به مدرک داشتن نیست. او می­تواند سر کار دیگر یا شغل دیگری برود و معلومات کسب کند. به هر حال استاد مجاز نیست برای اینکه ایشان درس‌هایش را پاس کند و به مقاطع تحصیلی بالاتری برود، نمره بی­جهت بدهد. و اینکه ایشان بر اثر این سال­های تحصیل نتوانسته پیشرفتی داشته باشد، باز هم مجوزی بر این نیست که نمره بدهد.

آیا اگر استاد به همه دانشجویان نمره ارفاق کند، اشکال دارد؟
در بحث ارفاق نمره، یک زمانی است که محصل یک ویژگی خاصی دارد، مثلا به خاطر اخلاق یا به خاطر خط خوب یا به خاطر نظم در نوشتن و امثال اینها، گاهی یک حق عمومی به ستاد داده‌اند که اگر درصدی نمره کم بود، شما می­توانید نمره اضافه کنید مشکل ندارد. اما اینکه افراد تنبل بار بیایند یا نمره نیاورند و استاد نمره بدهد، این اصلا ظلم به آنهاست. یعنی آنها در آینده رشدی نخواهند داشت. گاهی وقت­ها شخصی دو سال در یک مقطع تحصیلی بماند و درس بخواند بهتر از این است که تقلب کند یا نمره بی­جهت به او بدهند و به کلاس بالاتر برود و بعدا به جایی نرسد. یعنی اگر پایه و اساس محکم شود و درس بخواند بهتر از آن است که بی‌جهت رشد کند و بالا برود و بعد هم یک باد مهرگانی به او بوزد و از بین برود. بنابراین استاد اگر حق قانونی داشته یا به جهاتی بتواند نمره ارفاق کند اشکالی ندارد، در غیر این صورت جایز نیست

        منبع: دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):



ارسال توسط سیدمحمدعلوی ورزگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه دهم آذر 1393
بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :
از این که حسد کردم...
از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم...
از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم....
از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم....
از این که مرگ را فراموش کردم....
از این که در راهت سستی و تنبلی کردم....
از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.....
از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم....
از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند....
از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم....
از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم....
از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم....
از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم....
از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم....
از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.
از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند....
از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود....
از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری.....
از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم....
از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند....
از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم....
از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم....
از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم....
از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم....
از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم....
از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم....



ارسال توسط سیدمحمدعلوی ورزگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393

 

روز هفتم ماه صفر در تقویم های رسمی کشور به عنوان روز ولادت امام موسی کاظم (علیه السلام) نامگذاری شده است. اما این روز در میان کلیه شیعیان جهان به خصوص در شهر قم به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) است و علمای شیعه بیش از 5 قرن است که به این موضوع ملتزم بوده اند.

 حجت الاسلام فرحزاد:

هفت صفر شهادت امام مجتبی(ع) است وباید تقویم رسمی کشور اصلاح شود

آیۀ الله وحید خراسانی(دام ظله):

به آنچه فقیه محقق ، موسس حوزه علمیه (قدس سره) فرموده اند ، باید عمل شود.

آیة الله سیستانی(دام ظله):

بزرگداشت شهادت سبط اکبر امام حسن مجتبی علیه السلام و ترتیب مجالسی برای آن حضرت و ذکر مصائب و یادآوری مناقب آن امام از مصادیق تعظیم شعائر است . و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب

آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظله):

برپائی مجلس میلاد ائمه علیهم السلام بسیار خوب و مناسب است اما چون هفتم صفر بنا بر بعضی اقوال مصادف با سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد و از طرفی تمام ماه محرم و صفر ماههای حزن آل الله و کاروان داغدار و مصیبت زده حضرت سیدالشهداء علیه السلام است سزاوار است در این دوماه مجلس روضه وعزا برپا نموده و از مجالس جشن وسرور جدا اجتناب نمود. ان شاءالله مجمع مقدس شما عزیزان مورد توجه و عنایت خاصه حضرت بقیةالله ارواحنا فداه قرار بگیرد و همه از منتظران امر فرج آن حضرت بوده باشید.

 آیة الله میرزا جواد تبریزی(ره):

محرم و صفر ماه های حزن بر سیدالشهداء و خاندان اهل بیت علیهم السلام می باشد و باید به مجالس عزاداری روضه خوانی بگذرد. والله العالم

 آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

در این که باید یک روز اختصاص به حضرت امام مجتبی علیه السلام داشته باشد تردیدی نیست و با توجه به اینکه روز 28صفر روز رحلت خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله) هم هست و بدین لحاظ شهادت سبط اکبر علیه السلام تحت الشعاع قرار می گیرد، لذا خوب است که روز هفتم صفر را به این عنوان اختصاص دهند که (( مشهور )) هم همین است.

آیة الله بهجت(ره):

مناسب است در جمع بین دو قول (مشهور) در روز هفتم صفر به شهادت سبط اکبر امام مجتبی (علیه الاف التحیة والثناء ) و تولد امام موسی کاظم علیه السلام ترتیب مجالس برای هر دو امام بزرگوار داده شود به این صورت که مصائب امام دوم (علیه السلام) و مناقب امام هفتم (علیه السلام) را متذکر و یادآور باشند و همین احتیاط حاصل میشود . والسلام

 آیة الله شبیری زنجانی(مد ظله):

عزاداری روز هفتم ماه صفر به عنوان سوگواری سبط (علیه السلام) و تعطیل بازار که سنت شیعیان بوده از شعائر دینی است که باید محفوظ بماند و با ذکر مناقب امام هفتم (علیه السلام) منافات ندارد .

 آیة الله مکارم شیرازی(دام ظله):

البته نظر مشهور طبق آنچه مرحوم کلینی (ره) در کافی آورده این است که شهادت آن حضرت در آخر ماه صفر است ولی با توجه به روایت دیگری که مربوط به هفتم ماه صفر است سزاوار است نسبت به آن روز نیز احترام رعایت شود.

منبع:سایت پرسمان دانشجوئی

منبع:شیعه نیوز

منبع:سایت تبیان



ارسال توسط سیدمحمدعلوی ورزگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393

مقام معظم رهبری :

ما عراق رفته بودیم، یک سفر عتبات مشرف شدیم، هر کار کردیم براى نماز صبح، توقف نکرد؛ یعنى اصلاً نمی‌شد؛ جورى تنظیم کرده بودند که نمی‌شد. و بنده مجبور شدم از اواخر قطار - که نزدیک ایستگاه یا اوائل ایستگاه بود - خودم را از پنجره بیندازم بیرون، که بتوانم نماز بخوانم؛ چون در داخل قطار کثیف بود و نمیشد نماز خواند. به هر حال، این چیزها هیچ رعایت نمی‌شد. حالا خیلى تفاوت کرده؛ منتها بیش از اینها انتظار هست. اهمیت نماز باید معلوم باشد.

ما بارها، مکرر به آقایان ائمه‌ی جمعه، ائمه‌ی جماعت و روحانیون محترم در شهرستانها، در تهران توصیه کردیم که مساجد باید آباد باشد؛ صدای اذان باید از مساجد بلند شود. باید همه نشانه‌های توجه به نماز و اقامه‌ی نماز را در شهر اسلامی - بخصوص در شهرهائی مثل تهران و شهرهای بزرگ کشور - ببینند، باید احساس کنند؛ هم مردم خودمان، هم کسانی که وارد این شهرها میشوند. نشانه‌های اسلامی باید واضح و آشکار باشد؛ کما اینکه در مهندسیهای ما باید نشانه‌های اسلامی آشکار باشد. صهیونیستها هر نقطه‌ی دنیا که خواستند یک ساختمانی بسازند، آن علامت نحس ستاره‌ی داوود را سعی کردند یکجوری رویش تثبیت کنند. کار سیاسیشان اینجوری است. ما مسلمانها نشانه‌های اسلامی و مهندسی اسلامی را باید در همه‌ی کارهایمان، از جمله در باب مهندسی بایستی مراعات کنیم.

منبع:سایت دفترمقام معظم رهبری

دانلود کلیپ صوتی



ارسال توسط سیدمحمدعلوی ورزگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393

کربلا یعنی نوای العطش
روی لب ها رد پای العطش
کربلا یعنی سرا پا سوختن
تشنه لب بین دو دریا سوختن
کربلا یعنی که سقای ادب
در کنار شط بیفتد تشنه لب
کربلا یعنی حضور فاطمه
پیش سقا در کنار علقمه
کربلا یعنی تبسم بر اجل
نزد قاسم مرگ احلی من عسل
کربلا یعنی علی اصغر شدن         
تشنه بردوش پدر پرپر شدن
کربلا یعنی فغان و التهاب
خیره بر گهواره چشمان رباب
کربلا یعنی که رزم حیدری
اکبر آسا غرق خون جنگ آوری
کربلا یعنی وداع زینبین
پشت خیمه با گل زهرا حسین
کربلا یعنی حضور گرگ ها
بر خیام یوسف آل عبا
کربلایعنی یتیمان حسین
گریه در شام غریبان حسین
کربلا یعنی شرف در یک کلام
بر حسین وکربلای او سلام
السلام ای کعبه آمال ما
ای صفا و شور و عشق و حال ما
خاک تو دارالولای اهل دل
مروه و سعی و صفای اهل دل
کربلا بوی خدایی میدهد
عطر ناب آشنایی میدهد
شاعر:علیرضا فولادی

جهت مشاهده ویژه نامه محرم اینجا کلیک کنید



ارسال توسط سیدمحمدعلوی ورزگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393



ارسال توسط سیدمحمدعلوی ورزگی